یه مشت چرت و پرت به درد بخور

به وبلاگ من خوش اومدید

یادداشت امشب

فقط در حد یه رهگذر می شناختمش

یه شب خواب دیدم بهش زنگ زدم و کلی با هم حرف زدیم

فرداش به رفیقم گفتم اگه بدونی دیشب چه خواب خنده داری دیدم..

اصلا از محالاته.فلانی؟

چندی بعد زمانی که واقعا بهش زنگ زده بودم، به یاد اون لحظه ای که محال می پنداشتمش خندیدم...

چهار مرداد هزار و چهارصد و دو

۰۳:۱۰بامداد

fa2000 چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ ، ساعت

آمارگیر وبلاگ