شاید کار،شاید حمالی
امروز رفته بودم جایی که چند وقتیه دارم میرم به امید اینکه برای کارای بهتر بپذیرنم.
باید یه سری عکس رو ادیت کنیم ولی نه اون اذیتی که توی آتلیه ها اتفاق میفته.یه سری اسناد قدیمی هست که با گذشت زمان قسمتایی ازشون از بین رفته و ما باید قسمتهای از دست رفته رو باز سازی کنیم.
داشتم روی یه فایل کار میکردم که به شکلهای مختلف میشد ادیتش کرد و به ظاااااهر درست بود ولی در اصل فقط یه راه درست بود و بقیه ماست مالی بودن.
اولش یه دور اذیت کردم و از یکی از همکارا که قبل مشغول شدنم خودش منو با نحوه کار آشنا کرده بود و به جورایی یادم داده بود،راهنمایی خواستم.اون گفت فکر کنم باید این مدلی(مدل پیشنهادی خودش)انجامش بدی.گفتم خیلی خب پس من جوری که شما میگی هم انجامش میدم بعد جفتشو نشون کارفرما میدم و هر کدوم بنظر اون صحیح تر اومد.
هر چند خودم میدونستم اصلا معقول و منطقی نمیشه نتیجه ولی چون آدم با شعور و حرفه ای بود حرفش رو زمین انداختم.
ادیت تکراری دوم رو انجام دادم و دوباره همون همکار قبلیه رو صدا زدم و خودش هم این بار مطمئن شد اونی که خودم بار اول انجام دادم درست تر بنظر میرسه.
نفر سوم عین نخود آش یا قاشق نشسته بدون اینکه کسی آدم حسابش کنه پرید وسط.اول نمیدونم از همکارم پرسید یا هرچی بالاخره اومد و موس و صفحه کلید رو صاحب شد و مثلاااا حرف خودش رو به کرسی نشوند. بعد دو سه ثانیه بعد هم گفت میشه من بشینم؟؟؟و صندلی منم صاحب شد🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️
منم هی حرص می خوردم و نفسم حبس شده بود که کاش سیو نکنه فایل رو لااقل من بتونم کنترل زد بزنم و برگردم به همون کاری که خودم کرده بودم و خدا خدا میکردم زحمتمو به فنااا نده😑😑😑
وسط اختلاط اون دو نفر فهمیدم یکی از یادداشت هایی که حکم کد راهنما داشت رو کلا بی توجهی کردم بهش و بعد که سلیطه خانم دست از سیستم من کشید گفتم بنظرم راهکار شما هم اشتباهه چون هم جهت و هم اندازه راه حلی که شما میگید متفاوت از واقعیت و این سند توی زندگی واقعی کارکرد داشته و نمیتونیم هر جور که میخوایم فرمش رو عوض کنیم.
اون میگفت باید عمودی باشه.من گفتم باید افقی باشه و در این جهت.اون میگفت چرا عمودی نباشه.منم گفتم چرا افقی نباشه😂😂😂
این یکی به دو کردنمون برای اون همکار اولیمون که ما رو ول کرد به حال خودمون خنده دار شده بود😂🤦🏻♀️
برای خودمم خنده دار بود ولی توی اون موقعیت نیاز داشتم که برام دلیل منطقی بیاره و قانعم کنه که خب کاملا ناموفق بود توی این موضوع و قسمت کثیف ماجرااااا این بود که اون منو نتونست منو قانع کنه ولی من قانعش کردم ولییییی نمیخواست کم بیاره به همین خاطر شروع کرد به زیر سوال بردن من و مهارتم🫥🫥🫥
گفت اولین باریه که با این فایلها سر و کار داری؟ با اینکه دلم آشوب بود از دستش ولی خیلی عادی گفتم نه دفعه اولم نیست.
یا توی توضیحاتش میگفت خب ما طراحا... یه جوری میگفت که انگار من جزو طراحا نبودم و نیستم.فقط ایشون طراحه🤦🏻♀️کلا هیچی به روش نیاوردم.آخر بار هم گفتم من این فایل شما رو نگه میدارم ولی این چیزی که توی ذهنم هست رو هم امتحان میکنم.
خلااااصه که من یک فایل کوفتی رو چهار بار ادیت کردم در صورتی که میتونستم نظر هیشکیو نپرسم و یه چیزی سر هم کنم و همینجور غلط غلوط تحویل بدم(کاری که متوجه شدم بعضیا مثل اون خانم خودشیفته انجام میدن)در عوض سه تا فایل بیشتر بدم تحویل و بگم آره من خیلی سرعتم بالاست... نکته جالبش اینجاست که کارفرمای عزیز و بزرگوااااررررر سرکوفت سرررررعت بالای اون عتیقه ها رو به من میزنه و اون هم فکر میکنه من از روی ناشی گری سرعتم پایینه.من دقتم بالاست.چیزایی که اونا دوخت و دوز میکنن رو من پیکسل به پیکسلش رو میذارم توی کار و سعی می کنم چیزی حذف نکنم که با نسخه اصلی متفاوت نباشه و اون چندرغازی که آیاااا بدن آیااااا ندن حلال باشه برام.
حالا آخرش چی شد؟
آخرش من کاری که با عقل و منطق جور در میومد رو انجام دادم.همونجوری که فکر میکردم همه چی اون فایل با هم جور شد و اوکی شد.آخرای کار که بودم سلیطه خانم اومد بالا سرم.
انگار کارفرمای اصلی اونه...
اومد دوباره موس و کیبورد رو صاحب بشه گفتم خانم فلانی اگه میشه دست تو کارم نبرید.دارم ریزه کاریاشو انجام میدهم.
گفت باشه و اینا.شما که گفتی خودم هم شک کردم...بعد دید که چقدر قشنگ تر و تمیز از گندی که خودش داشت میزد شده گفت آره همینی که خودتون انجام دادین درسته و... .
اینجای کار انقدررررررررر دلم میخواست همه ی اون زرای مفتش رو به خوردش بدم ولی بازم کظم غیظ کردم. همونجوری هم دهن روزه خیلی باهاش یکی به دو کردم. کلی انرژی گرفت ازم.فقط امیدوارم اینقدر شعور داشته باشه که خودش پیش خودش متوجه حرکاتش شده باشه 🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️نمونه یک پر ادعای تو خالی...
توی مسیر قضیه رو واسه مامانم تعریف کردم.گفت اتفاقا آدم باید اینجور آدما رو ببینه که تحملش بره بالا و پوست کلفت بشه و...
بهش گفتم خودت داری میگی تحمل.تحمل چیز دلچسبی نیست.آدم باید به قلب خودش به وجود خودش فشار بیاره تا بتونه تحمل کنه.از همون اول عمرم گفتی تحمل و ازخودگذشتگی و ... همه اش شد فشار خون بالا،همش شد مشکلات کبدی و...از جیگرم در اومد.دلمو خون کردن آدمایی که اصلا نقشی تو زندگیم ندارن ولی جوری ادعاشون میشه که انگار نعوذ بالله رقیب خدا هستن😑😑😑
گفتم دهن روزه ...شاید فکر کنین ریا کاری کردم.اگه به ریا کاریه آره بذار اینجا ریا کاری بشه.
حضوری کاری به کسی ندارم از بابت اعتقادات و ... ولی روزه هیچی که نه کلی واسه سلامتی مفیده.انقدر که اومدن از روی روزه، رژیم فستینگ رو کپی کردن.
خیلی نوشتنی ها هست،خیلی کار های جا مونده هست ولی الان دیگه دارم خواب میرم.شب بخیر🙋🏻♀️