یه مشت چرت و پرت به درد بخور

به وبلاگ من خوش اومدید

حرف زدن

کانسپت امروز راجع به حرف زدن بود.

اتفاقی یه نفر که مدت زیادی نیست می شناسمش، درباره فلافلی که بهش نساخته بود بهم می گفت.نکته جالبش نحوه تلفظ خود کلمه «فلافل» بود.

می‌گفت فَلافِلfalafel😄 و همین باعث شد من بقیه صحبتش رو زیاد متوجه نشدم.مغزم گیر کرده بود روی فَلافل

یه سری کلمه ها هستند که لهجه روی تلفظشون تاثیری نمی ذاره ولی ملت وقتی فشار زیادی به کنترل لهجه شون میارن،این ها رو هم از حالت اصلیشون خارج میکنن.مثلا ماکارونی رو میگن ماکارانی😄یا مورد داشتیم به صابون گفته صابان...

مورد بعدی که امروز جالب بود برام به طور خلاصه مربوط به جمله «دوستت هم بیار»بود.

این جمله به هر منظوری که باشه، دردسر سازه.مدیر یکی از دوستام بهش گفته بود فلان دوستت هم بیار این جا کمک دست خودت و این موضوع شده بود دغدغه ای برای دوستم.

نه از جهت حسادت و رقابت، از این نظر که شاید دوستش از عهده ی اون کار به خوبی بر نیاد و دوستیشون به هم بخوره، یا اینکه کم کاری ها به اسم دوستم تموم بشه.

از قضا این کم کاری ها و دغدغه ها مربوط به تعامل با ارباب رجوع بود.دوست دوستم آدم کاربلدی هست ولی برای ارتباط با آدم ها به خاطر لهجه غلیظ و تلفظ اشتباه بعضی واژه ها(فارغ از لهجه) ممکنه مورد تمسخر ارباب رجوع قرار بگیره و چالش به وجود بیاد.علاوه بر این ها، خودش تمایلی به کار کردن و رفع موارد چالش برانگیز نداره.

خلاصه نه به آن شوری شور،نه به این بی نمکی...

fa2000 یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

اندر احوالات کار و بار

از این که توی کار خودم مهارتم به حدی هست که میتونم به طرف مقابل اطمینان خاطر بدم واقعا خوشحالم.البته بین صحبتام یکی دوتا سوال هم می‌پرسم که هم احساس مفید بودن کنه و هم متوجه بشه که حرفاشو دقیق دارم گوش میدم و روی هوا نمیگم آااااره اوکیه،خیالت تخت و...😄

هرچند همیشه سعیم بر این بوده که بیشتر گوش بدم تا صرفا گوینده باشم ولی سریال کره ای که امروز دیدم هم بی تاثیر نبود.

بخواهیم منصف باشیم،آسیایی ها انسان های بسیار مبادی آدابی هستند.هرچه به آسیای شرقی نزدیک تر میشیم شدتش بیشتر میشه و هرچه دور میشیم،کمتر میشه.

کی گفته؟من میگم😁😎

خلاصه که یه سکانس از این سریال باعث شد از درستی این کارم مطمئن تر بشم و مخصوصا برای بحثهای کاری جدی تر حواسم به این موضوع باشه.

fa2000 یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

آدم ها و لباس ها

اکثر وبایی که سبکشون دلنوشته و خاطره نویسی هست، محورشون آدما و تعامل با آدماست.

یکی دلتنگه،یکی خوشحاله،یکی به چالش کشیده شده،یکی ایگنور شده و...

توی این اوضاع،به این فکر کردم که لباس ها چقدر مزیت دارن نسبت به آدم ها.

چقدر وفادارن

چقدر هدفشون والاست.میخوان ما رو شیک تر نشون بدن.

حالا چی شد توجهم به لباس جلب شد؟

یاد یکی از لباسای بچگیم افتادم که از پنج سالگی تا ده سالگی پوشیدمش.

شاید فکر کنین دیگه این اواخر اون لباس دیگه نابود شده ولی سخخخخت در اشتباهین.فقط کوچیک شده بود😄

خلاصه که...قدر لباساتون رو بیشتر بدونین.اونا از آدما به درد بخور ترن.

fa2000 شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

مدیا

مدیا خیلی بهتر از سوشال مدیاست.

فیلم و سریال ببینید

آهنگ گوش کنین

اگه هنری دارید، کار هنری انجام بدید.اگر نه، حتی شده خط خطی کنید.

همه ی این ها آرامش میده بهمون.شاید آرامش مطلق نباشه.موقت باشه.ولی همین موقت هم برای ادامه زندگی خوبه و هرچی باشه از خود آزاری و دیگرآزاری، از خشم غیر قابل کنترل، از عقده های تلنبار شده و ...بهتره.

در نهایت از خدا برای همه بیماران جسمی و روحی و مخصوصا بیمار روحی صعب العلاج مد نظر طلب شفا و آرامش می‌کنم.از دوستان عزیزم که این پست رو میخونن تقاضا میکنم ده بار ذکر امن یجیب بخونن به نیست شفای همه ی بیمارانی که راهی جز ریختن کرم🦠هاشون توی کامنت ها ندارن.

و اگه این پست رو دوست داشتین حتما لایک کنید و برای دوستاتون بفرستین😂😂😂

fa2000 شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

فشار

این که بعضیا با دیدنم فشاری میشن حس خوبیه.

یعنی به جایی رسیدم که اونا نتونستن برسن.

یکی از اقوام مدتی بود تا منو میدید می گفت درست می تموم میشه؟نمیخوای تمومش کنی؟بسه دیگه و...

دقیقا همونجا شستم خبردار شد که چیه جریان ولی صبر کردم.

همین چند روز یکیو معرفی کرده بود برای امر خیر...

و با کمال احترام رد شد.

فارغ از دلایلم، از اینکه حدسم درست بوده خوشحالم.

یه حدس دیگه هم راجع به یه نفر دیگه دارم، اون خودش خیلی وقته از نظر من کنسله ولی خب منتظر اون لحظه جذابم که به بعضیا بگم دیدی گفتم؟

fa2000 پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

؟

من از آدمایی که منم منم می‌کنن خوشم نمیاد.

از آدمایی که ضمن نصیحت فکر می کنن زندگی برای همه یکسان پیش می‌ره هم اصلا خوشم نمیاد.

از ملانقطه ای های بی سواد دیگه بیشتر.طرف می‌ره وسط حرف آدم که غلطای املایی رو درست کنه،خودش از هر یک جمله اش،دو جمله اش غلطه😂🤦🏻‍♀️

تصمیم دارم وقتی بزرگ شدم(بزرگ تر از این ۲۰و خرده ای سال 😄) مثل این عزیزان نشم.

اگر شما هم خداااای نکرده اینجوری هستین، پیشنهاد میکنم روی دیدگاه ها و رفتاراتون تجدید نظر کنین🌱

fa2000 پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

خرید

گاهی میرم توی دیجی کالا و امثال دیجی کالا، چیزایی که دوست دارم رو،اعم از ضروری یا غیر ضروری،می فرستم توی سبد خرید و نمی خرم.🫠🫠🫠

fa2000 پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

پلی لیست

به عنوان یکی از طرفداران پادکست پلی لیست انتظار نداشتم مختار رزمجو آنقدر بیبی فیس باشه🫠🫠🫠

fa2000 چهارشنبه نهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

بلاگفا

جوووووری این روزا اینجا خلوت شده حس میکنم همه تون می‌رید مدرسه😂

fa2000 چهارشنبه نهم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

اعتماد به نفس کاذب، عاملی هست که باعث میشه «چرندیات» مهم بنظر بیان.

مثل معلمی که میگه ۲+۲میشه پنج و همه با اینکه می‌دونن پنج نمیشه،می پذیرن.

fa2000 سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

شاید خنثی بودن بعضی آدما نتیجه کور شدن مکرر ذوقشون باشه.

البته کاش به خنثی بودن ختم بشه و آرامش قبل از طوفان نباشه...

fa2000 دوشنبه هفتم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

تصورات،خیالات،رویاها

این سه تا احتمالا با هم فرق دارن ولی من نیومدم که فرقشون رو تخصصی توضیح بدم(از تو چه پنهون خودمم خوب نمی‌دونم😂)

هرچی که هست بنظرم خیلی خوبه که هست.

دنیای حقیقی سرشار از محدودیت ها با عناوین مختلف هست.قانون،شرع،وجدان،منطق و... که کار به خوبی و بدیشون نداریم...ولی حداقل کنجکاو شدیم که اگه اینا نبودن چی؟اگه دست و پامو نبسته بودن چی؟

دنیای خیالات جایی هست که محدودیت معنی نداره.

اونجا میشه زن بود و پادشاهی کرد.ملکه و شاهدخت نه هاااا.پادشاهی.

اونجا میشه در زمان سفر کرد

اونجا میشه با گذر یک فکر همه چیز را حاضر دید

همه چی ممکنه ولی یه خرده باگ داره🫠🫠🫠

مثلا گوشی آنتن نمیده.یه جوریه.

یا اگه به زبون بیاری که خببب من می‌دونم الان دارم خواب می‌بینم دیگه از از اون به بعد خواب نمیبینی؛کابوس میبینی.نگاهای چپ چپ میبینی 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

ولی با وجود همه این باگا،بااااز هم دست و بالت از دنیای واقعی باز تره و این وسوسه انگیز هست.

قوه تخیل و رویاپردازی برای یه سری نعمته و برای یه سری معضل

تو جزو کدوم دسته ای؟

fa2000 یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

تجربه امروز

به بههههه

سلام به فالورینگای عزیزووم🫡

دوستان عزیز لدفاااا وقتی می‌خواهید قیمه درست کنید شادمهر گوش ندید😫😫😫مرسی اه

fa2000 یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

تناسخ

بعضیا به تناسخ اعتقاد دارند بعضیا هم ندارن...

ولی شاید اکثر آدما توی زندگی سختی می کشند یا پشیمانی دارن آرزو می کنن که کاش واقعا وجود داشته باشه.

شاید پیش خودتون بگین از کجا مطمئنی که راحت میگی اکثر آدما؟از تصوراتم😄توی تصورات من هرچیزی ممکنه.یادم باشه یه پست راجع به همین تصوراتم بنویسم.

آره داشتم راجع به تناسخ میگفتم.خواستم بگم فارغ از اینکه تناسخ اتفاق میفته یا نه،هر آدمی داخل همون یک زندگی هم باااارها ققنوس وار می میرند و از نو متولد میشن.یا حتی داخل همون یه زندگی بارها تناسخ پیدا میکنن.

و همه این ها بستگی به اراده و میل به تغییر در اون آدم داره.

fa2000 یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

لیست

حرکت جدیدی که اخیراً زدم اینه که لیست کارامو داخل نوت گوشی نوشتم و ازش اسکرین شات گرفتم.بعد گذاشتمش عکس پس زمینه گوشیم.

موقعی که این تصمیم رو گرفتم،پیش خودم گفتم خب خوبه،از این به بعد هر کاری رو انجام دادم پاکش میکنم و دوباره آپدیتش میکنم تا این لیست کلا پاک بشه.

این مدت فهمیدم که این لیست عملا کوتاه نمیشه😄فقط مواردش تغییر می‌کنند.به این میگن قانون پایستگی کارها😂🤦🏻‍♀️

شاید بنظر رو مخ بیاد ولی زندگی یعنی همین.یعنی بی هدف نباشی و همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشی

fa2000 یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

Hey 👋🏻 It's me

سلام سلااااااااام🐥

من برگشتممممممم

با همون عنوان قدیمیمون

البته نه با کارکرد قبل.

اون قدیما که من کودکی بیش نبودم و تازه اینجا رو افتتاح کرده بودم، مثل تله تکست میومدم جک و چیستان میذاشتم و بنظر خودم خیلی به درد بخور بودن😂😂😂

بالاخره هر کسی دوران جاهلیتی داشته دیگه...

الان قرار نیست جک و چیستان داشته باشیم.شاید به درد شما بازدیدکننده های عزیز نخوره ولی به درد من خیلی می خوره.مخصوووووصا وقتی واسه ام کامنت میذارین 😉💗

خلاصه که بریم که داشته باشیم فصل جدید زندگی و خط خطی های منو🫡

fa2000 شنبه پنجم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

New season

Coming soon...

fa2000 شنبه پنجم مهر ۱۴۰۴ ، ساعت

پایان

پایان

fa2000 دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

این داستان

:

مغلطه

fa2000 شنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

بهترین دوست

یه سنجاق سینه به اسم بهترین دوست می چسبونن به سینه است

قراره چی گیرت بیاد؟

fa2000 جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

از طلا کمیاب تر

نخود سیاهه

fa2000 سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

راستش دیگه درباره آدمای مرموز پشت کامنتا کنجکاو نیستم چون هیچکدوم اون احمق مغرور نیستن

چون اون لعنتی اینقدرام ترسو نیست

fa2000 جمعه بیستم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

توش موزه،مووووز

تابلو شام آخر رو دیدی؟

چه سناریوهایی که برای روز آخر نوشتم و هنوز وقتش نرسیده.

چه فایده ای داره وقتی یه فیلم برنده سیمرغ میشه و نقش اصلی دیگه توی این دنیا نیست؟

یا...

ورق برمیگرده ولی وقتی که دیر شده؟

به قول یه عزیزی... توی مراسم ختم طرف موز میدن،در حالی که شاید اون با پول موزها زنده می موند

fa2000 جمعه بیستم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

فیلم

گاهی شاید یه فیلم از دهه ۱۹۹۰ بتونه حال آدمو خوب کنه

fa2000 جمعه بیستم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

یه روز

بالاخره یه روز می رسه که به صفحه آخر همون کتابی که به خاطرش شب و روزت رو یکی کرده بودی می رسی

و درشو برای همیشه می‌بندی

fa2000 چهارشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

آرامشتون/آرامشمون پایدار

fa2000 پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۴ ، ساعت

الا بذکر الله تطمئن القلوب

fa2000 سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۴ ، ساعت

یه نفر هست که نمی تونم خبری ازش بگیرم و این خیلی رو اعصابه

fa2000 شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۴ ، ساعت

الا بذکر الله تطمئن القلوب

fa2000 جمعه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ ، ساعت

#ضرب_المثل

اینونواونونونی

fa2000 جمعه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ ، ساعت

آمارگیر وبلاگ