یه مشت چرت و پرت به درد بخور

به وبلاگ من خوش اومدید

دوباره

باز من خوابم گرفته و یاد یه جریانی افتادم که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد و...یادم نیست که تعریف کردم یا نه.

من یه بنده خدایی رو تو مسیر دیدم و ایشون تا منو دید راهشو کج کرد.

تا جایی هم که خودم و روحم خبر داریم،هیچ هیزم تری به این بشر نفروختم و هیچ جوره دلیل این کار مسخره شو نمی‌فهمم.تهش یه سلام بود دیگه

جدیدا انگار سلام و احوالپرسی هم کنتور میندازه🥴

رفته تو مخم که همین جور بی مقدمه زنگ بزنم بگم حاجی اگه مشکلی داری بگو که حل نه ولی حداقل خودم هم باخبر بشم چه ظلمی در حقت کردم که این جوابم باشه😒😒😒😒پسره بی فرهنگ

fa2000 سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴ ، ساعت

آمارگیر وبلاگ